تبليغاتX
یک 5 دو 6 سه 4
فیلتر شکن !!
وبی سمپادیک با عناصری چون والیبال و گوگولی مگولیت (شی می گه !؟)
دوشنبه 31 اردیبهشت1386
بآپ به افتخارش!!!!!
سلام

از اون جا که بنده ارق/عرق/ارغ/عرغ وبی شدیدی داشته می باشم در پاسخ به نظر غیور آپیده باشیده و امیدوار می باشم این نهضت/نحزت/..../نهزت ما نیز مشت کوباننده ای بر دهان آمریکا بباشد(یا بر شاخ آفریقا فرقی دارا نمی باشد!)

اومده می باشیم یه سری راههای حال معلم گیری گذاشته بباشیمتو تابستون رویش کار بباشانید ایشالله موفق می باشته می شوید!!!!

راه اول :

می رین هر چی گچ قرمز تو مدرسه هستو + یک هاون قرضیده/دزدیده می باشین. گچا رو به عنوان دماغ دشمنتون در نظر بباشانید (واسه آسون تر شدن کار یه عکس از دماغ خودمو پایین صفحه می باشونم(اوناییکه دارای سابقه ی قبلی قلبی می باشند از نگاه کردن در خطر می باشند!!!)) و ضرباتی بر گچا فرود بباشانید (میزان پودریده باشیدن گچ ها به میزان علاقه تون به دشمنتون + میزان خوش عکسی دماغ من بستگی داشته می باشد!!!) بعدش صندلی معلمو جلوتون می گذاشته باشین و در نهایت خوش سلیقگی یک قالب قلب تیر خورده روی صندلی معلم می پاشیده بباشانین!!!

صبر می کنین معلم بیاد بباشد بعد دعوت اون به نشستن صواب می باشد!!!!

نکته : از اونجا که در این راه دیده نباشیدن قلب روی صندلی توسط معلم مهم می باشد استفاده از این روش برای معلمان جغد و تیز بین و فضول و حواس جمع و باهوش (یعنی یک معلم واقعی!!!) به صلاح شما نمی باشد!!!!!!!

خب از اونجا که این افعالو صرفیده باشیدن خیلی سخت می باشد ادامه دادن این آپ در توان مغزی نویسنده نمی باشد (چون ادراک نویسنده خیلی بیشتر از این حرفا (نوشته ها) باشیده و  فکرش مشغول امور فلسفی و اصلاح جامعه می باشد مثلا طرق مبارزه با زلزله و پیشگیری باشیدن از آن و آسیب شناسی باشوندن آن!!!)

در نتیجه من در اینجا خداحافظ گویان می باشم!!!!!!!!

راستی : "می باشد غلط می باشد" خیلی هم غلط می باشد و می باشد خیلی هم درست می باشد!!!

حالا دیگه ندانسته می باشم که فمیده باشیدین که خود نویسنده نفمیده باشیده که فمیده باشیده که نفمیده باشیده که محتوای این وب نفمیده باشانده چه می باشد!!!

دیگه واقعا بای بای ما بدرقه می باشد!!!

پ.ن : مگه من دماغ خوشگلمو از سر راه آورده می باشم که عکسشو اینجا بباشانم؟؟؟؟

+ نوشته شده در 21:23 توسط ممل بلا .
جمعه 21 اردیبهشت1386
خودتون رو نزنین!!!!!
من و ببخش اگه شبا گره گره درس میخونم........ میبخشمت که تو گفتی من حسابی یه خرخونم

حال و احوال تمامی دو ستان خر خون بد بخت؟؟؟؟؟؟

میدونستید شایعه شده است که امتحانات نزدیکه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عجیب است نه ؟؟؟؟؟؟ من اگر نخواهم آخرین مرحله ی یادگیری خویش تکمیل بشود چه باید بکنم؟؟؟؟؟؟؟

راستی به استحظار/............. دوستان عزیز می رسانم که بنده فعلا آپ نمیکنم نه بعلت خرزدن بلکه به دلایلی دیگر چون ................خرزدن

اگر بعد از امتحانات زنده بماندم انشا ا... به شما دوستان گرامی سری بخواهم زد !!!!

بروبچ:

(چون احتمال میرفت بسیاری از دوستان گوبولی ما زبون فارسی دری رو نفهمند)

این وبلاگ گوبولی شوپولی به  علت مبارک و خوانده امتحانات از طرف فری بسیار بسیار جیگر آپدیت نمیشود!!!!!!

پ.ن:

بازم پ.ن:خداحافظ

همچنان پ.ن:ممل ممکنه آپ کنه

+ نوشته شده در 12:10 توسط ممل بلا .
سه شنبه 18 اردیبهشت1386
سوما..........................................بابای
عجب رسمیه رسم مدرسه      تعطیلی چیه؟ کار هر روزه

میرن سوما ........از اونا فقط نوشته هاشون به جا میمونه

میرن سومها............. اولا میان دوما آخر میشن دیوونه

چی شد اون حلقه........................... جی شد اون شعره

سوماش کجان........................................ساکی میدونه

هیچ توجه کردین همه خسته همه تنها همه سوتو کوره بی تو!!!!!

آخه میدونین سوما دارن میرن نه! نرین !نرین! آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنین ما میشیم سوم اولا دوم تازه یه سری ریزه میزه هم به نام اول میان تو مدرسه!!!!

ای خدا با این اولای ماستی که ما داریم.........................

من سوما رو میخوام

حالا خوبه فردا میان نه؟؟؟؟؟؟؟؟ ای بابا... فکرشم نمیکردم از سوما طرفداری کنم میبینی اینم از چرخشه زمونه

پ.ن:سوما  جرا گریه میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در 16:19 توسط ممل بلا .
دوشنبه 17 اردیبهشت1386
من اینجوری!!!!!!
سلام !!!!

چطورین شماها

امروز روزی پر از ماجرا بود!!!!

آخه میدونین من با ممل این جوری اون با من اینجوری منم همچنان با اون اینجوری و سرنجام اون با من اینجوریولی من در تمام مدت اینجوری بودم و هستم و خواهم بود مگه نه؟؟؟

خلاصه صبح همش اینجوری گذشت تا زنگ زنگید!!!!

خلاصه ما هم با کمال خوشحالی پریدیم تو کلاس عربی

از بس جذاب بود من اینجوری  ممل اینجوری کلاس اینجوریاما خداییش اکثر ما اینجوری!!!!

زنگ تفریح خورد/خرد من اینجوریممل اینجوری(آخه بیچاره تازه خوابش برده بود)کلاس اینجوری

خلاصه زنگ تفریح و مسابقه ی جذاب سوما(خروسا)آقا ما اینجوری مملم که نبود!!!!!!!

من نمی دونم  چرا اینا توپو قل میدادن!!!

هیچی زنگم که خورد ما پریدیم در زنگ جذاب ریاضی من بقیه رو ندیدم اما خودم اینجوری بودم تا برفتیم پارک!!!!!اووووووووووووووووووووووووووووووو!( همون جوری که ممل گفت کارکتر جشن نداریم!٬!!!)

رفتیم پارک در عین حال شعر هم خوندیم (عین لاتا جلوی پسرها)رسیدیم پارک دیدیم ما همش داریم ادای بچه هارو در میاریم یه بار هم ادای بزرگهارو درآریم!!!(افتخار دادیم) خلاصه این بود که من برای اولین بار در عمرم اینجوری بودم!

آها تازه فهمیدم که چرا خانمه عکس گرفت!!!

در راه برگشتن هم که حالا پسرا هم با ما میخوندن!!!!!

حالا ما پامون (پامون که نه!! شصت پامون )رسید به مدرسه زنگ خورد !!!!

ما هم که اینجوریبا یک پرش بلند پریدیم سایت!!!)

از اون جایی که کارمون تموم شده بود (اوووووووووووو!) ول گشتیم!!!!!!  ما هم هی اینجوری

زنگ زنگ زد ما هم پریدیم حیاط ممل یه ور من یه ور ممل اینجوری من اینجوریتا زنگ خورد و ما بسیار متشخصانه قدم زنان رفتیم بالا سرکلاس!!!

زنگ شیمی که کلا جالب بودآخه دروس اول را می ددوره ایدیم!!!(اگه ما جوجه ایم اولا تخم مرغن هنوز)

خلاصه زنگ خورد ولی من با این آپ کلا میخواستم به اختصار اینو بگم :

من اینجوری

ممل اینجوری

کسایی که مینظرند اینجوری

من در قبال کسانی که مینظرند اینجوری

پ.ن: قابل توجه دوستی که درباره صورتکهای یاهو چیزی گفته بود

+ نوشته شده در 0:15 توسط ممل بلا .
جمعه 14 اردیبهشت1386
من امضا نمیدم!!!!!!!!
سلام علیکم چه خبرا؟؟؟؟؟؟

فرض کنین من دیروز اومدم بلاگفا ده ساعت واسه خودم کپک زدایی کردم آخرش بلاگفا به جای بازسازی صفحه تازه یادش افتاد باید از من پسورد بپرسه!!!!!!! اما یادش نموند این مطلب من بدبختو نپاکه !!! ای خدا!!!

حالا اینا رو ول کنین ببینین من دیروز چرا می خواستم کپک بزدایم !!!!! الکی؟؟؟؟؟ مگه من علافم؟؟؟؟ نخیرم دلیلش نمایشگاه سمپاد بود!!!!!!!!

جاتون خالی دیروز ما اومدیم مدرسه (فرض کنین من تو اون پست شهید فقید نوشته بودم امروز ما رفتیم مدرسه!!!) دیدیم به!!!!!!!!!!! مدرسه عروس شده جیگرررررررررررر(علامه حلی در نقش داماد!!!) نمی دونین چه بلایی سرش اومده بود !!! من که به محض ورود احساس نیاز به خروج کردم !!! رو زمین با طلایی آرم سمپاد کشیده بودن بعد با فلش پله ها رو نشون می دادن. این به نظر من توهین واقعی به والدین محترم بود !!!!! آخه یکی نیس بگه اگه یه نفر پله به اون گندگیو نبینه که نمیاد بزله به این افلاش کوچولو !!! گفتم پله یاد تزییناتش افتادم !!! رو پله ها در سه ردیف گلدون  گذاشته بودن حالا گلدون گذاشتن اشکال خاصی نداره اما اگه تو این گلدون یاد شده گل هم باشه اونم نه خود گل فقط برگاش اونام از نوع پلاسیده دیگه یه کوچولو اشکال می ایجاده!!! فقط یه کوچولو!!! بعد واردیدیم دیدیم به .... از در و دیفال چیتان و فیتان می باره!!!!!! ما دیدیم طاقت نمیاریم اومدیم حیاط در کمال آرامش آرامش ملتو به هم میزدیم که دیدیم (یعنی در اصل شنیدیم) که نوای دل انگیز (گوش انگیز) دوبس دوبس داره در مدرسه میپخشه !!!!!!! بعد از پوشاندن شاخهای تازه روییده مان داشتیم جوگیر میشدیم که صدای دلنواز سرکار خانم ... اهم... یه خانمه پشت بلندگو پخشید !!! ما هم که ضایع شده بودیم سر ریلکسیشن خودمون (همون مردم آزاری) برگشتیم

دیگه نمایشگاه شروع شده بود و معلمای محترم پی در پی به این بچه های مسئولیت پذیر میگفتن برین سر غرفه هاتون بابا!!!!!!!!!

وسطای نمایشگاه بود که ساقدوشای داماد (علامه حلیا) اومدن و به ما در بردن آبروی سمپاد کمک بزرگی کردن!!! مثلا یکی از هاشون ده بار اومد غرفه فیزیک بعد از اینکه رفت بیرون فهمید که هیچی نفهمیده دوباره رفت تو!!! عین اون داستان مورچه هه که میخواست یه دونه بزرگتر از خودش از دیوار ببره بالا می افتاد دوباره می رفت نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه آخرای نمایشگاه بود که اومدن با من بمصاحبه اند. یعنی از شبکه خبر اومدن!!!!! حالا بچه ها هم که انقد به حرف معلما گوش می دادن که یه غرفه صاحب دار تو مدرسه و یه جای سوزن انداختن تو حیاط گیر نمیومد!!!! معلما با هیجان فراوان (معلوم نیست چرا اینا هیجانزده میشن اینا مثلا اومدن با من بمصاحبه اندا!!!!) بچه ها رو پیجیدن سر جاشون: دخترای خوب خانمای گل بچه های عزیز بفرمایین سر غرفه هاتون (میخواست بگه من مهربونم !!! ناز بشی تو!!!) در ضمن دخترا ی گل لطف کنین حجابتونو برعایتین(یعنی لااقل اون مقنعه هه رو سرتون کنین آخه!!!) بعدم اومدن و فیلم گرفتن و چون سر من شلوغ بود (ناسلامتی داشتم تو حیاط ول میگشتم نباید مانع تمرکز من بشن که!!!) بدون مصاحبه رفتن

معلمین راهنمای محترم هم از ایجاد فضای صورتی دریغ نکرده بودن ما هم که فرصت طلب چک و چیک می عکسیدیم ازشون (فک کنم اگه عکساشونو ببینن طلاق بگیرن آخه احتمالا خودشونم حالشون از خودشون به هم بخوره!!!!!)

امروزم که اومدن داوری و دیگه .............. (نتیجه ی ........... اینه که فک کنم بچه ها ی غرفه دار امشب کابوس ببینن!!!!!)

هم واسه افتتاحیه هم واسه اختتامیه شعر خوندیم اولی تو مدرسه و خیلی قشنگ و دومی تو حیاط و .... (فقط بدونین آبروریزی!!!) تو حیاط حلقه زدیم از بلندگو یه شعر پخش می شد بچه ها یه شعر دیگه میخوندن!!! والدین محترم هم هاج و واج مانده بودند!!!

خلاصه که دیگه سنگ تموم گذاشتیم!!!!!!!!!! با تموم اون چیزایی که گفتم هم واقعا دست بچه ها ی تدارکات درد نکنه کلی زحمت کشیدن مدرسه هم خیلی قشنگ شده بود (هر چند عوضش شب مدرسه خوابیدن این خودش خیلیه!!! منم میخوام!!!!!!!!) این واسه اونا: بچه های خودمونم که دیگه هیچی!!!! یه سال آزگار زحمت کشیدن تا تونستیم این کارا رو بدیم!!!! دستتون درد نکنه اینم واسه اونا : تق تق تق (ببینین کمبود شکلک چه به روزمون آورده ها!!! الان مثلا دست زدیم واسشون!!!) هر کیم بگه نمایشگاه خوب نبود واقعا بی انصافی کرده !!!!! خیلیم خوب بود !!!! (خودشیفتگی مزمن!!!) ولی یه سری افراد بودن که از همه ی اینا رو هم بیشتر زحمت کشیدن اونم اونایی که این مطلبو تا آخر خوندن!!!!!

تا سال دیگه!!!!!!!!! (منظورم این نبود که خدای نکرده خدای نکرده تا سال دیگه نمی آپیم منظورم این بود که تا نمایشگاه سال دیگه!!!!) 

بای

پ.ن در تایید مطلب فری جیگر باید به عنوان یک عضو متعصب چند تا از چیزایی که واسمون در آوردن رو بگم تا دندان اعم از شیری و اصلی و مصنوعی برای دشمنانمون باقی نمونه:

سمپاد = سازمان ملی پرستاری از دیوانگان.سازمان ملی پرورش استعداد های داغان. سازمان منگلهای پرت شده از دبستان.سازمان مشنگهای پکیده از درس. سازمان ملی پرورش الاغهای دوپا

همین قد بسه تا از ته دل بگیم : بترکه چشم حسود!!!!!!!!!!!! آخه آدم باید باجنبه باشه دیگه!!! هر چند خیلیا (مثلا همین شادی خانم) واقعا با جنبه اند!! اینارم که گفتم عقده ای ها در آوردن واسمون!!! نمیدونن ما به جای اینکه ناراحت شیم کلی میخندیم!!! والا!!!! تا چش بیجنبه هاش درآد!!!!!

دیگه واقعا بای

+ نوشته شده در 22:41 توسط ممل بلا .
جمعه 14 اردیبهشت1386
اه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چقدر کپک!!!!!
سلام  خوب حال میکنین ما کپک میخوریما!!!

حال احوال سمپادی های بی غیرت؟ چه نشست اید که آبروی ۲ روزمون رفت!!!!

شمارو نمیدونم واسه من یکی امروز ۳ ایمل ضد سمپادی اومده!!! اون وقت شما میرین هی حلقه میزنین!!!!

شرح میدهیم:
سمپاخ میدونین چیه؟

نه چیه؟نکنه منظورت سمپاده؟

فرق نمیکنه در واقع اسم  اصلیش سمپاخه!!!!!!!!!!!!!!!

اوا جدی ؟

آره یعنی همون (سازمانه ملی رورش علف خواران)هاهاها!!
هاهاها

هناق/حناق/هناغ/حناغ یکی نیست بگه آخه الاغ دو سر تو که هنوز فرق علف و الف رو نمیدونی!!!اونم با اینکه  تمام عمرت رو علف نشخوار کردی چی میگی این وسط

خلااصه بیاین متحد شیم دندانهای غیر سمپادی ها این ستمگران بلقوه را در دهانشان بخوردیم!!!!!

این کارا هم صفاییی داره واسه خودش!!!

میگم شمارو تا التماس نکنیم نظر نمیدین؟؟؟؟؟؟

هه هه هه ماهم التماس نمیکنیم!!!!!

راستی من فری جیگرما!!!!!(میدونستین ممل هی الکی به من میگه تو خودشیفتگی هاد/حاد داری)
 

+ نوشته شده در 17:4 توسط ممل بلا .